صائن الدين على بن تركه

150

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

ص 87 ، س 14 : رهاوى : از مقامهاى دوازده‌گانهء موسيقى است كه در آخر افشارى نواخته مىشود . ص 87 ، س 15 : وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ . . . ساق پا به ساق پا پيچيد ( القيامة 75 / 29 ) . ص 87 ، س 17 - 18 : فطوفان نوح . . . : طوفان نوح اشكهاى مرا به هنگام نوحه‌گرى ماند و آتش ابراهيم چون سوز و گداز درونم باشد . اگر آه من نمىبود ، اشكهايم مرا غرقه كرده بود و اگر اشكهايم نبود ، آهم مرا سوزانده بود . شعر از ابن فارض است . ص 88 ، س 5 - 6 : فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ . . . : به توسط باران باغهاى خرّم رويانديم ( النّمل 27 / 60 ) . ص 88 ، س 7 : فَأَصْبَحَ هَشِيماً . . . : خرد و ريزريز گرديد كه بادها پراكنده‌اش سازد ( الكهف 18 / 45 ) . ص 88 ، س 8 - 9 : شعر از خسرو و شيرين نظامى ، ص 424 است و مصراع اول چنين ضبط شده : برآمد ابرى از درياى اندوه . ص 88 ، س 14 - 15 : و دون اجتناء . . . : اگر عسل چيده نشود ، زنبور جنايت نمىكند ( نمىگزد ) . شعر از ابن فارض است و مصراع اولش چنين است : فمن لم يمت في حبّه لم يعش به . ص 88 ، س 21 و ص 89 ، س 1 : و قد برّح . . . : رنجورى سختى مرا فرا گرفت و تباهم كرد و بيمارى حقيقت پنهان مرا آشكار ساخت . بيماريى مرا بر او هويدا كرد كه هم به واسطهء آن پنهان شده بودم . عشق است كه هر امر شگرفى را بيارد . شعر از ابن فارض است . ص 89 ، س 11 - 12 : رفتنى رفت بعد ازين . . . : شعر از اوحدى مراغه‌اى است . ص 89 ، س 14 - 15 : خياركم فى الجاهلية . . . : بهترين شما در دورهء جاهليت ، بهترين شما در دورهء اسلامى است . از احاديث نبوى است كه با قيد « إذا فقّهوا » در پايان آن در جامع الصغير ، ج 1 ، ص 542 ، و فيض القدير ، ج 3 ، ص 446 ، آمده است . در صحيح بخارى ج 2 ، ص 178 با اندكى تغيير ضبط شده است : « الناس معادن خيارهم فى الجاهلية خيارهم